۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
دومين گردهم آيي سراسري شوراي فرهنگ عمومي استانها
(ششم تا هشتم اسفند ۱۳۷۵)
دومين گردهم آيي سراسري شوراي فرهنگ عمومي، فرصتي مغتنم بود كه حضور يك پارچة فرهنگ انديشان و برنامه ريزان امور فرهنگي و دست اندركاران امور اجرايي كشور را در خود داشت؛ فرصتي كه منجر به ايجاد هم انديشي و همسونگري در ديدگاه ها و راهبردهاي ارتقاي فرهنگ عمومي گرديدة و اين مهم ثمرات ارزشمندي را به دنبال داشت كه از آن جمله ميتوان به پرداختن جديتر به وضعيت فرهنگي موجود، ضرورت توجه به مطالعات و تحقيقات استاني و سازماندهي و سامانبخشي بيش از پيش انديشمندان، متفكران و صاحبان نظر در عرصههاي متنوع فرهنگ جامعه اشاره داشت.
دومين گردهمآيي شوراي فرهنگ عمومي استانها با حضور ائمه جمعه، استانداران، اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اعضاي شوراي فرهنگ عمومي و اعضاي شوراي فرهنگ عمومي استانهاي كشور از ششم تا هشتم اسفند ماه ۱۳۷۵ در تهران برگزار شد. دومين گردهمآيي، بزرگترين تجمع مسؤولان اجرايي، مديران و برنامهريزان و متخصصان فرهنگي كشور محسوب ميشود و از جمله اقدامات مهمي است كه نقش مهمي در روشن كردن گسترة فرهنگ عمومي و شناخت مسائل آن دارد.
اين گردهمايي سه روزه با سخنان حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني، رييس جمهوري وقت، آغاز شد و با سخنراني كارشناسان و ارائه گزارش گروههاي استاني ادامه يافت. علاوه بر جلسات عمومي در گردهمآيي، چهار گروه كاري با حضور شخصيتهاي برجسته فرهنگي در چهار زمينه امور معنوي و فرهنگ عمومي، ارتباطات و فرهنگ عمومي، تعليم و تربيت و فرهنگ عمومي، خانواده و فرهنگ عمومي تشكيل شد.
دبيرخانه شوراي فرهنگ عمومي كشور با استعانت از خداوند منان و همت محققين و انديشمندان ميهن اسلامي، تلاش نويني را در امر بازيافت شناسههاي فرهنگ عمومي آغاز نمود و دومين گردهمآيي سراسري شوراي فرهنگ عمومي كشور را با هدف زير طراحي و برگزار نمود:
۱/ استفاده از نظرات، آرا و افكار اساتيد و صاحب نظران آشنا به مسائل و زمينههاي متنوع فرهنگ عمومي در سطح كشور
۲/ ايجاد زمينه لازم براي مشاركت دست اندركاران امور فرهنگي استانها اعم از زمينه سياستگذاري و تهيه طرحهايي براي هماهنگ نمودن فعاليتهاي فرهنگي ، هنري و تبليغي
۳/ شناخت مسائل فرهنگي مناطق مختلف و ارائه تحليل عمومي از شرايط فرهنگي توسط دستاندركاران امور فرهنگي استانها
۴/ ايجاد روحيه جمعي و پرهيز از عملكردهاي سليقهاي در مسائل فرهنگي كشور
۵/ ايجاد زمينة لازم براي دستيبابي به يك روش منظم، مدون و همسو در زمينه فعاليتهاي فرهنگي، هنري و تبليغي در سطوح منطقهاي و ملي
برنامههاي دومين گردهمآيي سراسري شوراي فرهنگ عمومي، حاصل فعاليت و تلاش شوراي فرهنگ عمومي استانها در سراسر كشور بوده است. شوراهاي فرهنگ عمومي استانهاي كشور، در هفت گروه منطقهاي تقسيمبندي شدهاند و موضوعاتي كه در اولين گردهمآيي شوراي فرهنگ عمومي از اصول سياست فرهنگي كشور و سخنان مقام معظم رهبري استخراج شده بود، به گروههاي استاني سپرده شد و هر يك از گروههاي استاني، نسبت به انجام تحقيق و بررسي پيرامون موضوع محوله اقدام كرده، كه نتيجه بحث و پيگيري آنها در گردهمآيي ارائه شد.
گروه اول: استانهاي تهران، مركزي، سمنان و قم، با طرح راههاي قانونمند شدن اخلاقيات مديران
گروه دوم : استانهاي يزد، كرمان و اصفهان، با طرح مسكن و فرهنگ
گروه سوم: استانهاي زنجان، آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي و اردبيل، با طرح ايجاد روحية قانون پذيري در جامعه
گروه چهارم: استانهاي همدان، كردستان، ايلام و كرمانشاه، با طرح گسترش روحيه نقد و نقدپذيري در جامعه
گروه پنجم : استانهاي فارس، چهارمحال و بختياري، كهگيلويه و بويراحمد، لرستان و خوزستان با طرح راههاي مقابله با خرافات و موهومات
گروه ششم : استانهاي خراسان، مازندران و گيلان، با طرح قانونمند شدن فعاليتهاي فرهنگي، هنري و تبليغي
گروه هفتم : استانهاي بوشهر، هرمزگان، سيستان و بلوچستان، با طرح راههاي رسيدن به انضباط اقتصادي و الگوي مصرف مناسب
از ديگر برنامههاي اين گردهمآيي، ارائه تحليل شرايط فرهنگي كشور است كه حاصل تلاش و بررسي جمعي ۲۶ استان كشور است، كه به دنبال آن براي اولين بار، شرايط فرهنگي كشور در قالب گزارش وضع فرهنگ عمومي كشور ارائه گرديده است.
ساير برنامههاي جنبي اين گردهمآيي عبارتند از:
برگزاري نخستين نمايشگاه اسناد و مدارك فرهنگ عمومي كشور و برگزاري نمايشگاه جلوههاي تصويري فرهنگي عمومي
مقالات ارائه شده در گردهمآيي عبارت بودند از:
۱/ درآمدي بر مفهوم فرهنگ عمومي
۲/ گروههاي ضد فرهنگ
۳/ بررسي راههاي مقابله با خرافات و موهومات، جمود و تحجر فكري، مقدس مآبي و ظاهرگرايي
۴/ مسكن و فرهنگ
۵/ ايجاد روحيه قانون پذيري
۶/ گسترش روحيه نقد و انتقادپذيري
۷/ قانونمند شدن فعاليتهاي فرهنگي، هنري و تبليغي
۸/ قانونمند كردن اخلاقيات مديران و طرح مقابله با كم كاري و اسراف آنها
۹/ بررسي آگاهيها ، نگرشها و رفتارهاي اجتماعي فرهنگي در ايران
پس از بحث و گفتگو مقرر شد :
۱/ از مقام محترم رياست جمهوري به عنوان عاليترين مقام اجرايي كشور درخواست شود بخشنامهاي به كليه دستگاههاي اجرايي كشور و شوراها ابلاغ كنند تا شوراي فرهنگ عمومي به عنوان عاليترين شوراي تصميمگيري شناخته شود.
۲/ پشتوانه قانوني و ضمانت اجرايي براي مصوبات شورا با بخشنامة عاليترين مقام اجرايي كشور به كليه دستگاهها ايجاد شود
۳/ تعداد شوراهاي مختلف در استانها تقليل يافته يا آن شوراها به عنوان زيرمجموعه شوراي فرهنگ عمومي فعاليت نمايند.
د
بيانيه دومين گردهمآيي سراسري شوراي فرهنگ عمومي
8 – 6 اسفند ماه 1375
حمد و سپاس خداي تعالي را كه توفيق برگزاري دومين گردهمآيي سراسري شوراي فرهنگ عمومي را به مسئولان، دستاندركاران و انديشمندان فرهنگي كشور عطا كرد. اين گردهمآيي فرصتي بود گرانقدر كه صاحبان نظر و متفكران عرصههاي فرهنگي كشور، بتوانند با ارائه نقطه نظرهاي خود در موضوعات فرهنگي به بررسي، جمعبندي و ارائه راهكارهاي جديد در مسير حركت و رشد امور فرهنگي بپردازند.
در دوران حساس و شكوهمندي كه نويدبخش عصر جديدي از تمدن اسلامي است، ارتقاي فرهنگ عمومي، حكم پيششرط تمام تحولات كشور را مييابد و به تعبير ژرف مقام معظم رهبري، اصلاح فرهنگ عمومي محور همة كارهاي ديگر است. شركت كنندگان در گردهمآيي اتفاق نظر داشتند كه حركت به سوي اصلاح فرهنگ عمومي بايد بر دركي دقيق و معتبر از شناسههاي فرهنگي متعالي و هدايتگر قرآن كريم مبتني باشد. توجه روزافزون جامعة اسلامي به تكريم قاريان و حافظان قرآن و تلاش بايستة دستاندركاران فرهنگ كشور در توسعة فعاليتها و نشر معارف قرآني تحت توجهات عاليه رهبر معظم انقلاب و مقام رياست جمهوري اسلامي نويدبخش تداوم اين حركت مقدس است.
در اين راه سيره و خلق و خوي وجود مقدس پيامبر عظيمالشأن اسلام و ائمه بزرگوار شيعه بهترين راهنما براي دستاندركاران فرهنگ كشور است.
توجه به فرامين و رهنمودهاي ماندگار بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران امام خميني(ره) نيز مورد تأكيد حاضران در گردهمآيي قرار گرفت. حاضران همچنين ضرورت بهرهگيري مسئولين فرهنگي از دستاوردهاي فرهنگي دفاع مقدس را چنان كه در فرهنگ دلاورمردان بسيجي متجلي است خاطر نشان ساختند.
جان ماية فرهنگ عمومي بر پاية انديشة والاي مقام معظم رهبري پرورش خلقيات اسلامي است. و اين همان نكتهاي است كه رياست محترم جمهور و رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي وقت در نخستين اجلاس دومين گردهمآيي سراسري شوراي فرهنگ عمومي به عنوان راهبرد اصلاح فرهنگ عمومي بر آن تأكيد فرمودند.
شركت كنندگان گردهمآيي پس از بحث و بررسي در جلسه گروههاي پنج گانة كار و جلسههاي عمومي، اين اميدواري را ابراز داشتند كه مفاد اين بيانيه به عنوان سند فرهنگي در شوراي فرهنگ عمومي به تصويب رسيده و مبنايي براي بسيج تواناييهاي فكري و كارشناسي در جهت شناخت و تعاليبخشي به فرهنگ عمومي در سطوح گسترده تمامي اقشار جامعه قرار گيرد. بر اين اساس، موارد ذيل را كه حاصل مباحث كارشناسي در طول برگزاري گردهمآيي است، به عنوان مسائل اساسي فرهنگ عمومي، مورد توجه قرار دادند.
۱ ـ تعبير امام راحل از مسجد به عنوان پايگاه انقلاب اسلامي، ژرفترين تعبير از جايگاه اين نهاد مهم ديني است. ويژگيهاي مسجد و پيوند تاريخي مردم مسلمان با اين نهاد، آن را از هر نهاد اجتماعي ديگر متمايز ميكند. نقش مساجد در گسترش و انتقال پيامهاي ديني، نقشي غيرقابل جايگزين است. از اين رو، بايد آن را مهمترين پايگاه گسترش فعاليت معنوي محسوب كرد و در برنامهريزيهاي فرهنگي، بيش از پيش، به آن توجه كرد. اعضاي شركت كننده در گردهمآيي تأكيد كردند گسترش فعاليت فرهنگي در گرو بسط فعاليت مسجد و حضور آن در تمامي شئون حيات اجتماعي، آيينها و مراسم اجتماعي است. پيوند مسجد با آيينهاي ملي گام مؤثري در تقويت هويت ديني، ملي جامعه خواهد بود.
۲ ـ هر نظم اجتماعي متكي بر قواعد اخلاقي و مستلزم دروني ساختن آن از سوي مردم است و بهكارگيري روشهاي ظريف و دقيق تربيتي را ميطلبد. پژوهشهاي انجام شده تأييد ميكنند بهكارگيري روشهاي غيرمستقيم در كنار روشهاي مستقيم، به ويژه در تربيت اخلاقي و پرورش فرهنگ اسلامي در گروههاي سني نوجوان و جوان، از كارآمدي بيشتر و پايدارتري برخوردار است. ضروري است دستگاههاي مختلف مرتبط با امور فرهنگي بيش از پيش به طراحي و اجراي شيوههاي غيرمستقيم ترويج و ارتقاي فرهنگ عمومي و مقابله با آسيبهاي ناشي از ظهور گروههاي ضد فرهنگ در جامعه، اهتمام ورزند.
۳ ـ نقش هيأتهاي ديني در فرايند زندگي اجتماعي مردم ايران، به ويژه در تكوين و پيروزي انقلاب اسلامي، عاليترين تجلي فعاليت اجتماعي اين نهادهاي مردمي است. هيأتهاي ديني به صورتهاي گوناگون نشان دادهاند كه فضايي براي تربيت اخلاقي، جامعهپذيري و انتقال ارزشهاي ديني و اجتماعي بودهاند. فضاي معنوي اين هيأتها، بستر مناسبي براي هدايت اخلاق اجتماعي است. به همين جهت اعضاي گردهمآيي با عنايت به نقش برجستة هيأتها، پيشنهاد ميكنند، تقويت و گسترش اين هيأتها با در نظر گرفتن مقتضيات خاص جامعه امروزي مورد توجه قرار گيرد. مناسب است شوراي فرهنگ عمومي اين موضوع را در دستور كار خود قرار دهد. اعضاي شركت كننده در گردهمآيي بر وجه غيردولتي بودن اين نهادها تأكيد كردند و برنامهريزي در مورد اين نهادها را با عنايت به اين اصل مورد توجه قرار دادند.
۴ ـ مفهوم انضباط اجتماعي كه از سوي مقام معظم رهبري مورد تأكيد قرار گرفته است، عنصري راهبردي در برنامهريزيهاي فرهنگي ـ اجتماعي است. بدون انضباط اجتماعي، نظم عادي امور به شدت دچار اختلال شده و الگوي بينظمي نه فقط موجب اتلاف منابع انساني و يا طبيعي ميشود، بلكه خود به صورت الگوي فرهنگي گروههاي اجتماعي در ميآيد و جامعه را با خطرهاي جدي مواجه ميسازد. علاوه بر قواعد اخلاقي كه در متون مختلف ديني و اخلاقي اسلام به فراواني آمده است، قانون به مثابة دستور همگاني كه عموم ملزم به رعايت آن است، ميبايد مورد احترام و رعايت كليه آحاد جامعه در تمام سطوح باشد. اعضاي شركت كننده پيشنهاد كردند موضوع قانون پذيري و انضباط اجتماعي و آثار آن بر فرهنگ عمومي در برنامهريزيهاي فرهنگي مورد ملاحظه قرار گيرد. تشكيل يك گروه رسانهاي و تدوين شيوههاي طرح موضوع قانونگرايي و انضباط اجتماعي در رسانهها، مقدمة مناسبي براي جلب توجه افكار عمومي است.
۵ ـ آموزش عمومي در سطوح ابتدايي، راهنمايي و متوسطه نقش برجسته و پايداري در فرهنگسازي در سطح جامعه دارد. اگرچه تلاشهاي اين بخش در خور تقدير و تحسين است، اما با عنايت به نياز اين گروههاي سني توجه به امر پرورشي دانشآموزان و تقويت ابعاد انساني ـ ديني آنها از اهميت بيشتري برخوردار است و افزايش تلاشها و اقدامات را ميطلبد. از آنجا كه نقش اصلي مدرسه عمدتاً پرورش انسان است، شايسته است برنامهريزي تربيتي بر محور توسعة ابعاد انساني دانشآموزان و رشد خلاقيت طراحي شود و شيوههايي در نظام آموزشي تدوين شود كه دانشآموزان موقعيت و فرصت بيشتري براي شناخت خويشتن انساني خويش داشته باشند.
۶ ـ خرافههاي ظاهراً ديني، از موانع رشد فرهنگ ديني و نقش سازندگي دين در روند پيشرفت اجتماعي است. دينداران اصيل هيچ گاه دامان انديشه و اعتقادات ديني را آلوده به خرافههاي عاري از حقيقت پاك اسلامي نميكنند. شايسته است به منظور جلوگيري از ترويج خرافهگرايي در ميان گروههاي اجتماعي مختلف مطالعات و اقدامات مناسب مطمح نظر شوراي فرهنگ عمومي و دستگاههاي اجرايي قرار گيرد.
۷ ـ پديدههاي فرهنگي از تجليات ظريف گوهر آدمي است كه در صورتهاي گوناگون ظاهر ميشود. پيچيدگي مسائل فرهنگي و تنيدگي آن با پديدههاي گوناگون اجتماعي ـ فرهنگي، شناخت آن را دشوار ميكند. هر نوع سياستگذاري فرهنگي ميبايد بيش و پيش از هرچيز متكي به پژوهش باشد. به رغم آن كه در اين سالها، پژوهشهاي فرهنگي مورد عنايت قرار گرفتهاند، اما همچنان تا نقطه مطلوب، فاصله بسياري وجود دارد. شركت كنندگان در گردهمآيي، تشكيل مركز مطالعات آيندهنگري و گرايشها و تحولات فرهنگي را مورد تأكيد قرار دادند. انجام مطالعات منظم دربارة موضوعات فرهنگي، مسير تحولات فرهنگي را نمايش داده و كمك شاياني به برنامهريزي فرهنگي مينمايد.
۸ ـ شناخت اولويتها و ضرورتهاي اصلاح فرهنگ عمومي در زمينة رفتارهاي فردي و اجتماعي از جمله اقداماتي است كه اين نشست بر آن تأكيد داشت و بر اين اساس پيشنهاد ميشود شوراهاي فرهنگ عمومي استانها با تشكيل جلسات كارشناسي و تحقيق و بررسيهاي جامعهشناختي، اولويتهاي استاني خود را تعيين و با طرح راهكارهاي مناسب، پيشنهادي براي اجلاس آينده ارائه نمايند.
۹ ـ نهاد مقدس خانواده كه از سوي دين مبين اسلام، توجه بسيار زيادي به آن شده است، از بنيانهاي مهم جامعه است كه نقش پراهميتي در فرآيند فرهنگپذيري ايفا ميكند. استحكام و جهت ارزشهاي يك جامعه منوط به چگونگي ايفاي نقش جامعهپذيري نهاد خانواده است. در نظام باورها و ارزشهاي ديني، خانواده مورد اكرام بسيار است و گنجينهاي از دستورات اسلامي دربارة نقشها و منزلت افراد، و... وجود دارد. آگاه ساختن جامعه از دستورات ديني و انتقال آنها به شيوههاي متناسب گروههاي سني و اجتماعي، از اولين گامها در تقويت نهاد خانواده است.
شركت كنندگان در گردهمآيي پيشنهاد كردند شناخت ارزشهاي اسلامي در مورد خانواده و شيوههاي ترويج آن، در دستور كار شوراي فرهنگ عمومي قرار گيرد. همچنين شركت كنندگان خواستار توجه به نقش زنان در نظام خانواده و تدوين سياستهاي ترويجي مرتبط شدند. به اعتقاد اين گروه تبيين ارزشهاي اسلامي زن و خانواده به تغيير نگرشهاي ناشايست نسبت به جايگاه زن و ارزشهاي خانوادگي ميانجامد. ضروري است اقدامات و تدابير حمايتي مالي و قانوني در هماهنگي با اين برنامههاي ترويجي سازمان يابد.
۱۰ ـ حاضران در گردهمآيي در جلسات گروه كار ارتباطات و امور معنوي به تفصيل سياستهاي فرهنگي در اين زمينه را مورد بررسي قرار دادند. متن بيانيه پاياني اين گروه و گروههاي تعليم و تربيت و فرهنگ عمومي و خانواده جهت بررسي و تصويب به شوراي فرهنگ عمومي ارائه ميشود.
۱۱ ـ استقبال و توجه شايان عموم حاضران به نتايج مطالعاتي انجام شده دربارة مسكن و فرهنگ، قانونمند شدن اخلاق مديران و روحيه نقد و نقدپذيري در جامعه نشانگر ضرورت توجه بيشتر به تدوين چهارچوبهاي مدون و يافتن راه حلهاي مناسب در اين زمينه است.
در پايان، شركت كنندگان گردهمآيي، ضمن تشكر از كوششهاي بيدريغ برگزار كنندگان گردهمآيي، ابراز اميدواري كردند كه موضوعات مطرح شده از سوي دبيرخانه تكميل و نسبت به چاپ آن اقدام شود.
بيانيه شوراي فرهنگ عمومي دربارة تعليم و تربيت
تعليم وتربيت به دو حوزه فرهنگ رسمي و فرهنگ عمومي تعلق دارد. روابط رسمي، حقوقي و تشكيلاتي آن در فرهنگ رسمي و ارتباطات انساني و معنوي و اخلاقي آن درحوزة فرهنگ عمومي قرار ميگيرد. در اين راستا گروه كار تعليم وتربيت و فرهنگ عمومي دومين گردهمآيي سراسري شوراي فرهنگ عمومي به منظور مجهز و متخلق شدن جامعه و فرد به ارزشهاي اخلاقي، حسن سلوك با خانواده و دوستان، اقتصاد منزل، درك فرهنگ مصرف و توليد، چگونگي كاربرد اوقات فراغت، بهداشت زندگي شخصي و تربيت بدني، موارد زير را مورد تأكيد قرار داد:
۱ ـ نكتة اساسي در تعليم و تربيت تعميق و تفهيم معناي آن در سطح جامعه است. بهتر است كه به جاي روشهاي محفوظاتي به فهم و عمل توجه شود. همچنين بين عمل و نظر، تركيب مناسبي ايجاد شود. با فهم معني و اهميت تربيت معلوم ميشود كه تربيت واقعي يك تربيت عاملي و فاعلي است يعني اين يادگيرنده و مربي است كه نقش سازندگي خود را بر عهده دارد و معلم خوب كسي است كه اين نقش را ميسازد و در اين راه ميكوشد.
۲ ـ هر امر تعليمي يك جنبة تربيتي و هر امر تربيتي يك جنبة تعليمي دارد.
۳ ـ بين روشهاي آموزش و پرورش و نظام تفكر رابطه لاينفكي وجود دارد كه در برنامهريزيهاي مختلف و سطوح مختلف بايد مورد نظر قرار گيرد. تا جايي كه عدهاي از صاحبنظران، تدريس خوب هر علم را گونهاي شبيهسازي بين تاريخ آن علم و آن رشته در كلاس درس ميدانند.
۴ ـ بين سطوح مختلف نظام آموزش و پرورش از كودكستان تا دانشگاه و مراكز مجري برنامههاي تعليم و تربيت اعم از دستگاههاي آموزش و غيرآموزشي در بخشهاي عمومي و خصوصي هماهنگي ايجاد شود.
۵ ـ تربيت معلم و گزينش براساس عشق و لياقت سبب كارآيي واقعي و ارتقأ پايگاه شغلي و اجتماعي و فرهنگي معلم ميگردد.
۶ ـ سنن خوب قديمي كه مبتني بر دروني كردن عميق ارزشهاي اخلاقي و فرهنگي در ارتباط بين استاد و شاگرد بوده است، مورد توجه دوباره قرار گيرد. اين گونه سنن نيكو را به آرمان ساختن يك تمدن خوب اسلامي ديگر مربوط كنيم.
۷ ـ دريافتهاي سطحي و سادهانگارانه و يك بعدي از مسائل و معضلات آموزش و پرورش نتايج عملي مطلوب نداشته ونتيجة فرهنگي و اخلاقي آن نيز ممكن است براي نسل آينده مناسب نباشد.
۸ ـ رغبتها و انگيزههاي دانش آموزان در زمينه و بستر فرهنگي مناسب مورد توجه قرار گيرد. رعايت اين امر براي موفقيت برنامههاي پرورشي آموزش و پرورش ضروري است. رغبتها را اساس قرار دهيم كه بدون آن رشد عاطفي به كلي مختل ميشود.
۹ ـ امور تربيتي مدارس حد واسط بين فرهنگ عمومي و فرهنگ رسمي است و به همين دليل مستلزم توجه و حساسيت ويژهاي است. برنامههاي تربيتي در مدارس بايستي با توجه به نيازها و رغبتهاي دانشآموزان و با مشاركت عملي خودشان تدارك و تهيه شود تا دانشآموزان ضمن كسب تجربيات مشاركتي دراين برنامهها آماده مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي گردند و تربيت را از آن خود بدانند.
نوجوانان و جوانان را دريابيم و بكوشيم كه آنها نيز ما را دريابند در آن صورت خود جوياي تجارب بزرگسالان و جوياي فهم خرد جمعي خواهندشد.
۱۰ ـ رابطه رسانههاي گروهي با تعليم و تربيت بايد رابطهاي هماهنگ و تفاهمپذير باشد تا از بروز تعارضهاي رفتاري در مخاطبان اين دو نهاد جلوگيري شود.
۱۱ـ هراندازهكهدر جنبههاي تربيتي كوشش به خرج دهيم دنياي پرتلاطم امروز و تعارضهاي اجتماعي شامل موقعيتهاي پيشبيني نشدهاي خواهد بود. براي آنكه در چنين موقعيتهايي دچار عكسالعمل انفعالي نشويم، چاره اساسي آن است كه دانشآموز به درجهاي ازتفكر و سنجش و انتخاب رسيده باشد كه بتواند تعادل عاطفي و فكري خود را حفظ كند.
۱۲ـ ورزش و تربيت بدني اهميت اساسي در تعليم وتربيت دارد و ميداني وسيع براي رشد فردي و اجتماعي جوانان و نوجوانان و پرهيز از رقابتهاي مخرب و كشف خويش است؛ كمك كنيم كه اين راه هموار شود.
۱۳ـ ارزيابي و نقد مستمر و توجه به نظرهاي صاحبنظران در اين باره يك نياز قطعي و دائمي است اين نقدها فقط نبايد متمركز و باديدگاه متخصصان مركز كشور باشد بلكه همواره به نظرات همكاران نياز داريم.
خانواده مؤثرترين عامل انتقال فرهنگ و ركن بنيادي جامعه است كه در شرايط مختلف در تأثير و تأثر متقابل با فرهنگ و عوامل اجتماعي است. از آنجا كه خانواده واحد بنيادي جامعه است و در آن احتياجات زيستي تأمين و تكامل مييابد؛ لذا بايد در بنياديترين مقطع از برنامههاي توسعه، توجه ويژهاي به خانواده معطوف گردد. در اين راستا گروه كار خانواده و فرهنگ عمومي دومين گردهمايي سراسري شوراي فرهنگ عمومي، پس از بحث و گفتگو توجه به نكات زير را ضروري و پيشنهادات ذيل را تصويب نمود:
۱ ـ با توجه به اينكه يكي ازعوامل بسيار مؤثر در رشد و كمال فرد و خانواده ملاكهاي ارزشي و نظام ارزشگذاري فرد و خانواده و جامعه است؛ گروه كار خانواده و فرهنگ عمومي خواستار تداوم پژوهش و تحقيق در محورهاي زير در شوراي فرهنگ عمومي استانها شد:
الف) تفاوتهاي ساختاري براساس ديدگاه حكمت الهي باعث چه تفاوتهايي در تكاليف زن و مرد در قلمرو زندگي خانوادگي شده است و آيا تفاوت ساختاري تأثيري در پذيرفتن مسئوليتهاي اجتماعي زنان ميگذارد؟
ب) تبيين تأثير تدوين قوانين نيرومند حمايتي در جلوگيري از ظلم به زن
ج) تبيين راههاي ايجاد عامل معنويت و محبت در روابط خانوادگي و تأثير اين عوامل در جلوگيري از زورگوئيها و ظلم و تجاوز به حقوق يكديگر
د) تبيين مشكلات حقوقي زن در خانواده در ابعاد آموزشي، فرهنگي، اقتصادي براساس قوانين و شرايط فرهنگي موجود
هـ ) تبيين تفاوت ديدگاه اسلام و غرب نسبت به جايگاه و نقش مادري و همسري زن در خانواده
و) تبيين راههاي ايجاد تغيير باور و اصلاح فرهنگ جامعه نسبت به زنان
ز) تبيين راههاي تحكيم بنيان خانواده و جلوگيري از فروپاشي آن و تفاوت وضعيت استحكام خانواده در ايران و غرب
ح) ميزان مشاركت اعضاي خانواده خصوصاً زنان در تصميمگيريهاي مسائل خانواده
ط) تبيين حدود رياست مرد در داخل خانواده و محدوده اعمال مديريت از طرف زن و تعيين جايگاه هر يك از آنها
ي) بررسي راههاي تأمين آينده اقتصادي زنان به عنوان پشتوانه به منظور جلوگيري از ناهنجاريهاي رواني و جسمي در دوران از كارافتادگي (حقوق اقتصادي اسلام براي زنان)
ك) تأثير مدرنيزه شدن بر ساختار خانواده درجوامع مختلف
ل) بررسي تأثير اديان در جوامع در جهت كاهش يا افزايش مشكلات خانواده
م) بررسي علل رشد و توسعه خشونت، فساد و فحشأ در جوامع بر عليه زن و كودك و راهكارهاي اديان و بخصوص اسلام در پيشگيري و درمان ناهنجاريهاي فوق
ن) بررسي تأثير فرهنگ عفاف در استحكام خانواده و حفظ ثبات روحي و رواني فرد در جامعه
ص) بررسي ميزان امنيت اجتماعي در جوامع ديني و غيرديني و اثر حجاب و تنظيم روابط اجتماعي بر محور ارزشها در اين زمينه
2 ـ تغيير باورهاي جامعه به سوي نگرش سيستمي هماهنگ و منسجم با خانواده به عنوان كل غيرقابل تفكيك كه هر يك از اجزأ علاوه بر حفظ هويت فردي و خانوادگي و پيامي از هويت خانواده را در جامعه به همراه دارد.
۳ ـ نگرش جديد بر نقش محوري زن در خانواده و تقدس نظام بنيادي خانواده در جامعه و افت در تغييرات و برنامهريزيهاي نظام حول اين محور بنيادين
4 ـ ايجاد فرهنگ متعادل و متوازن و رفع تعارض بين دادههاي خانواده، مدرسه، رسانهها و فرهنگ عمومي
5 ـ ايجاد شاخصهاي جديدي در سه بخش شناختي، عاطفي و اخلاقي
6 ـ آموزشهاي هماهنگ و جهتدار در زمينههاي اخلاقي، ديني، تربيتي، فرهنگي، حقوقي و آموزشي دانش خانواده و مشاورههاي لازم قبل از ازدواج و نيز در طول زندگي مشترك، آموزش اطلاعات فرهنگي، حقوقي، اخلاقي صحيح، تبيين نقش مشاركت و همياري اعضاي خانواده و راههاي حفظ و تقويت عفاف در جهت ثبات خانواده و پيشگيري از تهاجم فرهنگي
7 ـ ايجاد تسهيلات در امر ازدواج و زمينههاي تسريع در امر ازدواج و تشويق و آگاه كردن خانواده به اين رسالت مهم
8 ـ تنظيم قوانين، برنامهها و سياستها در جهت تعالي خانواده و ارتقأ كارآيي آن و تدوين قوانين تكميلي در حمايت از زن و كودك و خانواده
9 ـ تبيين تعامل فرهنگ و خانواده و نظام ارزشگذاري حاكم بر خانواده و فرهنگ
| < قبلی | بعدی > |
|---|








