۲۴ آبان ۱۳۸۷
دنيای استکباری مقابل فرهنگ ما ايستاده نه اقتصاد و سياستمان
اشاره:
امروز روز خوبي است روز تك تك ما «ايراني»هاست. امروز خيلي كارها ميتوان انجام داد؛ ميتوان چادر مشكي تميز و زيبايي را كه مادر بزرگ از سفر كربلا آورده را سر كرد و با پوششي مناسب به دانشگاه يا محل كار رفت؛ مي توان هنگام رانندگي و رسيدن به خط كشي عابر پياده كاملاً توقف كرد تا همشهريانمان به ويژه آن پيرمردي كه هر روز عصا در دستانش بيشتر ميلرزد با خيال راحتتري از خيابان عبور كند؛ امروز روز خوبي است ميتوان به موزه شهدا سري زد و ايثارگريهاي آنها را دوباره مرور كرد؛ مي توان به خيابان انقلاب رفت و كتاب شعري، داستاني خريد و شب هنگام با آرامش آن را خواند؛ ميتوان بعد از يك روز پر كار به مسجد محل رفت و نشاط روح و جان را جايگزين خستگي جسم خاكي كرد.
امروز روز «فرهنگ عمومي» است روز تك تك ما ايرانيها كه وارث شعر و آب و خرد و روشني هستيم.
به همين بهانه به سراغ مهندس منصور واعظي دبير شوراي فرهنگ عمومي كشور رفتيم و در رابطه با مهمترين مسائل فرهنگ عمومي كشور با او به گفتگو نشستيم كه در ادامۀ متن اين گفتگو را مي خوانيد.
آقاي مهندس يكي از وظايف شوراي فرهنگ عمومي نامگذاري روزهاي مختلف به مناسبت هاي گوناگون است اگر موافق باشيد گفتگو را از همين نامگذاري ۱۴ آبان ماه به نام فرهنگ عمومي اغاز كنيم چه مناسبتي دارد ؟
۱۴ آبان ماه ۱۳۶۶ روز مصوب شدن تشكيل شوراي فرهنگ عمومي در كشور است كه در حدود ۲۱ سال قبل اتفاق افتاد و در آن روز شوراي عالي انقلاب فرهنگي مصوب كرد شوراي فرهنگ عمومي در كشور تشكيل شود و به همين مناسبت اين روز را روز فرهنگ عمومي نامگذاري كرديم. البته ايده تشكيل اين شورا را در سال ۱۳۶۴ مقام معظم رهبري مطرح كردند و كمي طول كشيد تا كار خود را به صورت رسمي آغاز كرد.
۱۴ آبان ماه در تاريخ كشور ما مناسبتهاي ديگري هم دارد مانند: سقوط دولت شريف امامي در سال ۱۳۵۷، افتتاح نخستين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران در سال ۱۳۶۶، توقيف روزنامه روحالقدس در سال ۱۲۸۶ به جرم توهين به محمد عليشاه قاجار، تاسيس سازمان يونسكو، صدور بيانيه صدام حسين در سال ۱۹۹۰ در رابطه با جنگ كويت و ... چقدر از اين مناسبتها كه نام بردم و از جنس گوناگون نیز هستند از نظر شما ريشه فرهنگي دارد؟
بعضي از اين مناسبت ها كاملاً ريشه فرهنگي دارند مثل افتتاح نمايشگاه بين المللي كتاب و بعضي هم گرايش سياسي و اجتماعي بيشتري دارند.
اين سوال را از آن جهت پرسيدم كه شما در آخرين نشست خبري خود گفته بوديد ريشه بسياري از مسائل كشور فرهنگي است و از اين سوال ميخواستم به تعريف شما از فرهنگ برسم؟
حوزه فرهنگ عمومي را اگر بخواهم كمي روشنتر ترسيم كنم بايد بگويم مجموعهاي از اطلاعات، گرايشها و عواطف و رفتارها و منش جامعه را در بر ميگيرد و در سه بخش دانش، گرايش و رفتار كه مربوط به عموم جامعه باشد تعريف ميشود.
در برابر تركيب فرهنگ عمومي بلافاصله اين نكته به ذهن ميرسد كه مگر فرهنگ خصوصي هم داريم؟
ببينيد تا يك حدي ميتوان فرهنگ عمومي و خصوصي را مرزبندي كرد؛ هركجا كه بحث از عموم جامعه مطرح ميشود و صحبت از رفتار، اطلاعات عمومي و عواطف اقشار زيادي از جامعه باشد مرتبط با حوزه فرهنگ عمومي است به عنوان مثال هنگامي كه مسئله محرم و فرهنگ خاص آن به ميان ميآيد حوزه فرهنگ عمومي است اما گاهي رفتار خاصي را در يك شغل خاصي داريم مانند تعاملات بين يك مهندس ساختمان با پيمانكارش اين جزء رفتارهاي خصوصي است.
به عنوان دبير شوراي فرهنگ عمومي كشور درباره نوع فعاليتهاي اين شورا كمي توضيح دهيد؟
مسائلي كه در شوراي فرهنگ عمومي مطرح ميشود در كلانترين شكلش به دو بخش تقسيم ميشود يك دسته مربوط به مسائل و رخدادهاي روز است مانند عرفانهاي انحرافي، مقابله با اسراف در جامعه و تقويت فرهنگ صرفه جويي و ... يك بخش هم برنامهريزي با نگاه آينده نگرانه است مانند تدوين بخش چشم انداز ۱۴۰۴ كه حوزه فرهنگ اولين حوزهاي بود كه توانست چشم اندازش را تدوين كند.
وقتي صحبت از تدوين برنامه و چشمانداز فرهنگي كشور به ميان ميآيد مراحل مختلفي را براي آن ميتوان در نظر گرفت از سياست گذاري و برنامهريزي گرفته تا اجرا و نظارت، جايگاه شوراي فرهنگ عمومي در حوزه فرهنگ كشور در كدام يك از اين مراحل است؟
وظايف شوراي فرهنگ عمومي كه مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي است كاملاً مشخص و روشن است مهمترين وظيفهاي كه در اين مجموعه وجود دارد برنامهريزي، هدايت و هماهنگي فرهنگ عمومي در جامعه است يك بخش از وظايف ما رصد مسائل فرهنگي در داخل و خارج از كشور است كه اين رصد همراه با پيش بيني آثار مثبت و منفي آنها بر فرهنگ عمومي كشور نيز ميباشد. وظيفه مهم ديگري كه شورا دارد هماهنگي دستگاههاي فرهنگي است.
اين وظيفه آخر كه اشاره كرديد يعني هماهنگي نهادها و دستگاههاي مختلف از سوی بسیاری از کارشناسان به عنوان يكي از آسيبهاي جدي در حوزه فرهنگ مطرح میشود به این معنی که در سالهای اخیر متاسفانه كمتر شاهد بودهايم دستگاهها و نهادهای مختلف در ارتباط با انجام امور فرهنگي انسجام لازم را داشته باشند و اغلب يا شاهد موازي كاري آنها بودهايم يا فعاليتهاي كلان فرهنگي ما از نداشتن برنامهاي واحد و منسجم رنج برده است؛ آقاي مهندس یکی دیگر از مناسبتهای ۱۴ آبان امسال، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در آمريكا است اگر دقت کرده باشید در طول فعاليتهاي انتخاباتي در آمریکا دو نامزد دموكرات و جمهوري خواه نسبت به مسائل مختلف سياسي و اقتصادي و ... مواضع بسيار متفاوتي را ابراز ميكردند اما هيچ گاه اين اختلافها درباره مواضع فرهنگي آنها بروز نميكرد؛ فكر ميكنم یکی از دلایل موفقیت غربیها و به ویژه آمریکا در تاثیرگذاری بر فرهنگ دیگر کشورها همین نکته باشد و به همین دلیل شاهد هستیم فرهنگ مك دونالدي و كوكاكولايي آمریکایی با همه متعلقاتش امروز جایگاه مناسبی در جهان پیدا کرده است نظر شما در این رابطه چیست؟
ببینید وضع ما و امريكا در حوزه فرهنگ عمومي قابل مقایسه نیست توجهاي كه كشور ما نسبت به فرهنگ عمومي دارد نقطه قوت نظام ما محسوب ميشود اين كه دو كانديدای ریاست جمهوری آمریکا درباره فرهنگ عمومي كم صحبت ميكنند فکر نمیکنم نشان دهنده سياست واحد باشد بلکه بیشتر نمایانگر آن است که اين مسئله برای آنها مسئله اصلي و مهم نيست اگر به تاریخ سیاسی آمریکا نگاه کنید ميبينيد كه در هر مقطعي يك موضوع مسئله اصلي آنها بوده است به عنوان مثال امروز يكي از مسائل اصلي آنها ايران است و این موضوع بیش از هر چیز نشانگر جايگاه ویژه ايران است. اما فرهنگ عمومي در کشور ما به عنوان يك گفتمان جدي همواره مطرح بوده است فرهنگ دغدغه اصلی انقلاب ما بوده و بزرگان نظام جمهوری اسلامی ایران توجه خاصی نسبت به آن داشته و دارند؛ واقعیت این است که ما برای توسعه اقتصادي و سياسي، انقلاب نکردیم بلکه مهمترین هدف ما و انقلاب ما تسلیم و بندگي خدا بوده است به بیان دیگر به دنبال این بودهایم که انسان چگونه عواطف، اطلاعات، دانش و رفتارش را به سمت خدا و رهنمودهاي الهي سوق دهد. در رابطه با مسئله موازي كاري نیز اين نکته را در نظر بگيريد كه موازي كاري هميشه بد نيست اگر چه هماهنگ شدن فعاليتهای مختلف فرهنگی هم ضروري است ولي گاهی ضرورت دارد که يك پيام از طريق رسانهها و شبکههای مختلف چندین بار تكرار و بيان شود مثلاً موضوع خانواده یا فرهنگ ایثار آنقدر اهمیت دارد که در رابطه با آن هم رسانه ملي كار كند هم ائمه جمعه از تريبون نماز جمعه استفاده كنند هم در مساجد به آن پرداخته شود هم در فيلمسازي و عرصه نشر و کتاب مورد توجه قرار گیرد. موازي كاري خيلي نگران كننده نيست آنچه مهم مینماید اين است كه هدف گذاري درستي انجام شود و براي تحقق هدف و با توجه به امكانات، برنامهای تدوين شود اگر موازي كاري همراه با برنامهريزي باشد و منجر به تقويت يك مولفه فرهنگي در جامعه شود نه تنها نکتهای منفی نیست بلکه مثبت نیز میباشد ولی آنچه شما اشاره کردید و به عنوان آسيب مطرح است ضعف در مديريت فرهنگي است. به نظر شما آيا ما واقعاً فرهنگ عمومي صحيح و مديريت شدهای داریم؟ آیا عواطف جمعی را درست سامان ميدهيم؟ آيا جامعه ما در برابر شیطنتهای استکبار جهانی و صهیونیست بینالمللي حساسيت لازم را دارد؟ به اندازهاي كه بايد از عناصر ملحد شناخت دارد؟ آيا به عنوان يك ايراني مسلمان به اندازه كافي با مستضعفان جهان همدلي دارد؟ من معتقدم در بعضي موضوعات ممكن است كه وظايفمان را خوب انجام نداده باشیم.
مثلاً در چه موضوعاتی ؟
پوشش، آیا در جامعه اين چيزي كه امروز به عنوان پوشش و آرايش وجود دارد مطلوب ما است؟ آيا دستگاههاي مختلف فرهنگي و غيرفرهنگي وظایفشان را در اين رابطه درست و هماهنگ انجام ميدهند؟ فکر میکنم اين جا میتوانیم بگویيم نه! آن هماهنگي و حساسيت لازم را نداريم. البته در برابر این نقطه ضعف نکات مثبتی هم وجود دارد مثل مبارزه با استكبار جهاني، امروز در هر كجاي جهان اگر مظلومی گرفتار ظالمی شود همه مردم ما نسبت به اين مساله برخورد میکنند و از مستضعف و مورد ستم قرار گرفته حمايت ميكنند.
شما به عنوان آسیب از ضعف در مدیریت فرهنگی نام بردید برای این موضوع راهکاری هم دارید ؟
در حوزه فرهنگ ما هم از نظر تشكيلاتي و هم از نظر برنامهريزي گرفتاريهايي داريم که برای برطرف کردن آنها نيازمند يك بازنگري در حوزه فرهنگ هستيم؛ امروز كشور ما به اين درجه از بلوغ رسيده كه ضرورت نوعي تغيير ساختار را در مديريت كلان دولت احساس میکنیم آيا وزارت فرهنگ و ارشاد همه آن چيزي را كه در قانون برايش پيش بيني شده به درستی انجام ميدهد، صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامی، دانشگاهها، حوزههاي علميه و ... نیز به همین شکل. فکر میکنم در مقام قانونگذاري و برنامه ريزي شايد وظايف خوب ديده شده اما اين وظايف به خوبي در دستگاهها اجرا نميشود. اگر در ساختار دولت به عنوان اصليترين ركن اجرايي كشور يك معاون اول فرهنگي وجود داشته باشد شاید بتوان يك هماهنگي بهتری را ايجاد کرد؛ در ساختار دولت بعد از رييس جمهور يك معاون اول پيش بيني شده است كه این معاون اول معمولاً معاون اول اقتصادي و سياسي بوده است نه فرهنگی.
البته آقای دکتر حبیبی فکر کنم از این قاعده شما پیروی نمی کند ؟
درست میگویید، ولی همین چهرههای فرهنگی هم وقتي در آن موقعیت و مسئولیت معاون اول قرار گرفتند باز هم تلاش كردند هماهنگي بين بخشهای اقتصادي را بیشتر سامان بدهند تا فرهنگ .
شاید به این دلیل بوده است که برخی از کارشناسان معتقدند تا زمانی که جامعه و مردم مشکل اقتصادی دارند به سراغ فرهنگ و رفتارهای فرهنگی نخواهند رفت؟
اين حرف خيلي كارشناسي نيست در مقطعي و در دولتهاي پيشين اين گفتمان مطرح بود اما اگر این فرضیه یا نظریه را بپذیریم به آن معناست كه افرادي كه از نظر اقتصادي مرفهتر هستند در مقایسه با كساني كه از قشر متوسط و ضعیف جامعه هستند فرهنگيتر میباشند من فكر نميكنم اين صادق باشد رفتارهاي فرهنگي نميتواند خيلي مبناي اقتصادي داشته باشد. بر عکس این مولفه فرهنگ عمومي است که باید براي هر تصميم راهبردي در كشور مورد توجه قرار گیرد هر سياستمدار و مدير ارشدي در نظام بدون توجه به مولفههاي فرهنگ عمومي اگر تصمیمی بگیرد حتما به بيراهه ميرود در همین طرح اقتصادي دولت نهم كه اتفاقاً طرح مهم و بسیار مثبتی است رييس محترم جمهوری تاكيد كردند براي مردم جزییات آن كامل بيان شود و مردم کاملاً توجیه شوند چرا که این یک واقعیت است که اگر حتی تصميمات درست و کارشناسی در دولت گرفته شود ولی از نظر فرهنگی مردم توجيه نشده باشند آن طرح یا تصمیم زمين ميخورد و اجرایی نخواهد شد.
شما اشاره کردید در مقام قانونگذاری و برنامهریزی وظایف خوب دیده شده است اما به درستی اجرا نمیشود به عبارتی یک ضمانت اجرايي ميخواهد آیا شورای فرهنگ عمومی در این جایگاه نیز میتواند دخالت کند ؟
براساس آنچه مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي است باید بگویم بله! اما در عمل به هر حال مديران ارشد دستگاهها، وزرای محترم و ... ميگويند رييس جمهور ما را انتخاب كرده است مجلس محترم هم راي اعتماد داده و بودجه هم از جاي ديگری ميگيريم پس طبیعی است که خيلي نميشود نظارت دقيقي داشت اگرچه امروز و به ويژه در دو سه سال اخير همکاری بسیار مناسبی با شورای فرهنگ عمومی وجود داشته است.
با توجه به این که قوانین کشور از جمله موضوعات فرهنگی در مجلس شورای اسلامی طرح و تصویب میگردد گاهی این مسئله به ذهن میرسد که حضور شورای عالی انقلاب فرهنگی و به تبع آن شورای فرهنگ عمومی برای بررسی و تصویب قوانین فرهنگی چه ضرورتی دارد؟
قبلاً هم گفتم الان و در دهه چهارم انقلاب نياز است ساختارهاي كلان كشور را مورد بازنگري قرار دهيم امروز كميسيون فرهنگي هم در مجلس و هم در دولت وجود دارد که تکالیف خاص خودشان را دارند از طرفی شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم فعالیت میکند مهمترین موضوع در این میان نحوه تعامل بين اين مجموعهها است و این که هر كدام چه بخشي از فرهنگ را مديريت كنند. اما در پاسخ به شما باید بگویم جايگاه فرهنگ در حكومت ديني جایگاه ویژهای است شايد مهمترين تكليفي كه ولي فقيه در حكومت ولايت فقيه مورد توجه قرار میدهد حوزه فرهنگ است از سوی دیگر بین رهبری و مردم نیز پیوندی عمیق وجود دارد و رهبري نسبت به فرهنگ مردم حساسيت و مسوليت خاصی دارد اگراز اين منظر به شوراي عالی انقلاب فرهنگي نگاه کنیم حضور و فعالیتش امري ضروري است.
آقای مهندس! اگر اجازه بدهید به سراغ مظاهر فرهنگ عمومی برویم و یک مقایسهای نیز با گذشته انجام دهیم فرهنگ رانندگی، فرهنگ عفاف و حجاب، آیینهای جشنهای ملی و دینی، عزاداريها و ... فکر میکنید با گذشت سه دهه از انقلاب چه تغییراتی را شاهد بودهایم؟
اين كه ما وضعيتمان در مقايسه با گذشته چگونه است در نگاه كلان معتقدم وضع بهتري داريم ولي در اجزا ميتوان جداگانه و بر اساس شاخصهها صحبت كرد. ببینید به هر حال انقلاب اسلامي يك موضوعي بود كه وقتي اتفاق افتاد همه دنيا در برابرش ايستادند ما يك انقلابي هستيم كه همه قدرتها و استكبار جهاني ميخواهد ما نباشيم پس همين كه امروز ما هستيم خودش بزرگترين پيروزي است. در این میان باید توجه داشته باشید که دعواي آنها با انقلاب اسلامي بر سر استقلال اقتصادي و سياسي نيست و نبوده است دعواي اصلي آنها به كلام بلند فرهنگي امام راحل و انقلاب باز میگردد. مسئله آنها این نیست که ایران پیش از انقلاب توان ساخت یک موتور را هم نداشته اما امروز هواپیما و موشك ميسازد قطعاً اين مسئله آنها نيست؛ دنيای استکباری در برابر فرهنگ ما ايستاده است نه در برابر اقتصاد و سياست و توان نفتي ما، دنیا در برابر پيام فرهنگي انقلاب ايستاده است. درباره جزییات هم مثالی میزنم خود بنده دانشجوي قبل از انقلاب بودم در كل دانشكده ما سه خانم پوشش اسلامي داشتند اگر امروز وضعیت حجاب را با اصل و اساس دين و شریعتمان مقایسه کنیم طبیعی است که وضعیت مطلوبی نداریم اما در مقايسه با گذشته وضع بهتر شده است.
البته باید در مورد مظاهر فرهنگی و به طور خاص همین مثالی که زدید بین رفتارها و باورها یک تفاوتی قائل شد تا چه اندازه این رفتارهای فرهنگی از باور افراد سرچشمه میگیرد و تا چه اندازه به قانون و مسائل دیگر باز میگردد؟
من اتفاقاً اين نكتهای را که گفتید خيلي مهم ميدانم؛ باید دید مردم در وضعيتي كه كاملاً آزاد باشند چه رفتاري انجام ميدهند. خب اگر فرض را بر اين بگذاريم كه خانمهايي كه امروز پوشش كاملی را دارند در مقابل آنها که مقداري از مويشان بيرون است و حجابشان کامل نیست رفتارشان برگرفته از باورشان باشد باز هم پیشرفت قابل توجهي داشتهایم ضمن این که بخش زيادي از اين خانمها ديگر آن خانمهاي سنتي قبل انقلاب نيستند بسیاری از بانوان ما دانشگاه رفتهاند، آگاهي دارند و این حجاب کامل را انتخاب كردهاند.
به عنوان سوال پایانی با توجه به این موضوع که امسال در سیامین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قرار داریم آیا شورای فرهنگ عمومی برنامهای خاص در این رابطه دارد؟
برگزاري جشنهاي سيامين سال پیروزی انقلاب در ستادي طراحي شده است كه اين ستاد زير نظر يكي از معاونين وزير محترم كشور فعاليت ميكند. اما ما اين موضوع را به همه شوراهای عمومی کشور در استانها و شهرستانها اعلام كرديم و چند برنامه نیز در اين رابطه پيش بيني كردهايم، یکی از آنها که فكر ميكنم موضوع مهمي است و در رابطه با آن كم كار شده است بررسي دستاوردهاي انقلاب اسلامي است با رویکرد و نگاه موضوعي و سازماني، این موضوعي است كه دبيرخانه شورای فرهنگ عمومی به صورت مستقل و جدی پیگیری میکند همچنین موضوع ترویج فرهنگ ايثار و شهادت نیز در شورا در حال پیگیری ميباشد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|








