۱۹ آبان ۱۳۸۷
متن مصاحبه با حجتالاسلام داوود رنجبران، عضو شوراي فرهنگ عمومي به مناسبت روز فرهنگ عمومي
1- همانطور كه ميدانيد اصطلاح فرهنگ عمومي در واژگان برنامهريزي و سياستگذاري فرهنگي ديگر كشورها وجود ندارد و از اين نظر شوراي فرهنگ عمومي يك پديده منحصر به فرد است، نظر شما راجع به اين موضوع چيست؟
از آنجا كه در زمينه فرهنگسازي و مهندسي فرهنگي بايد فعاليت مستمري صورت ميگرفت، نياز به سامانهاي داشتيم كه طرحها و برنامههايي را كه به فرهنگ و حوزه فرهنگي و عرصه عمومي جامعه مربوط و مطرح ميشد ساماندهي كند. لذا شوراي فرهنگ عمومي به اين منظور كه بتواند جريان های فرهنگي داخل كشور و همچنين جريان ها و حوادث فرهنگي بيرون مرزها را كه تاثيرگذار بر فرهنگ عمومي است را رصد كند، تاسيس شد و شايد اين سامانه تاثيرگذار را به اين شكل در هيچ كشوري نداشته باشيم. يكي از افتخارات نظام جمهوري اسلامي ايران داشتن شوراي فرهنگ عمومي است كه در يكي از بهترين مراكز فرهنگي كشور يعني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مستقر شده و سعي دارد نقش و رسالتش را نسبت به فرهنگ عمومي جامعه به انجام رساند.
در برخي از كشورها هيچ سامانهاي براي هدايت و برنامهريزي برنامههاي فرهنگي وجود ندارد به همين خاطر است كه شلختگيهاي فرهنگي در جوامع غربي بيشتر به چشم ميخورد. ولي خوشبختانه با وجود شوراي فرهنگ عمومي در كشور ما كه با حضور نخبگان، فرهيختگان و انديشمندان از مراكز علمي و پژوهشي و همچنين مراكز فرهنگي كشور تشكيل شده است، شاهد آن هستيم كه اين مجموعه سعي و تلاش خود را به كار نبسته تا به رسالتش در حوزه فرهنگ عمومي نايل آيد.
با توجه به حضور بسيار مؤثر بالاترين مقام فرهنگي وزارتخانهها يعني وزير محترم ارشاد در راس اين شورا ، قطعاً اين اميدواري براي همگان ايجاد ميشود كه شخصيت والاي فرهنگي ايشان با توجه به ساختاري كه در اختيار دارد، بتواند بهترين مباحث فرهنگي را در ساختارهاي فرهنگي مجموعهها و دستگاههاي خودشان به كار گيرند.
ما در كشور نياز به جايي داشتيم براي بررسي و تحليل شرايط و جريان های فرهنگي و همچنين سنجش نظام ارزشي جامعه تا بتوانيم به نقاط ضعف و قوت جامعه آگاهي پيدا كنيم، به همين منظور شوراي فرهنگ عمومي در راستاي تحقق اين امور شكل گرفت تا بتواند اهداف و سياستهاي كلان فرهنگي نظام را به اجرا درآورد.
از جمله مواردي را كه ميتوان گفت اين مجموعه به خوبي انجام داده، تهيه و تدوين طرحهايي است كه قابليت هماهنگ كردن برنامههاي فرهنگي، هنري و تبليغي مراكز رسمي و غيررسمي كشور را دارد و اين هماهنگي در جهت رشد، تعالي و ارتقاي سطح بينش مردم و نهادينه كردن فرهنگ به نحو عمومي است.
مقام معظم رهبري در سخنان اخير خود در جمع ائمه جمعه بر رسالت شوراي فرهنگ عمومي تاكيد فروان فرمودند و چندين نکته را به عنوان وظايف كلان و كلي اين شورا برشمردند و بر اهميت و جايگاه والاي اين شورا تاكيد بسیار داشتند. اميدواريم كه با پشتكار و تلاش اعضاي شوراي فرهنگ عمومي و كاربردي كردن طرحها در سطح ملي، شاهد شكوفايي و برنامهريزي تمام دستگاه كشور مطابق شاخصهها و سياستهاي كلان كه در اين شورا طراحي ميشود، باشيم.
يكي از اصليترين رسالتهاي شوراي فرهنگ عمومي جلوگيري از موازيكاري و افراط و تفريط در اجراي برنامههاي فرهنگي است. يكي از مشكلات در حوزه مباحث فرهنگي دستگاهها اين است كه هر دستگاه علاوه بر اجرايي كردن برنامهها بايد به رصد و ارزيابي تاثيرات آن برنامه بپردازد، ما نبايد دلمان را فقط به اجراي برنامه خوش كنيم، بلكه علاوه بر اجرا بايد شاهد تاثيرات آن برنامه در سطح جامعه باشيم.
۲- به نظر شما آموزهها و رفتارهاي الهي چگونه ميتواند از فرآيند تربيت ديني به فرهنگ عمومي جامعه اسلامي تبديل شوند؟ فرصتها و تهديدهاي اين امر در شرايط كنوني كشور ما چيست؟
در ارتباط با آموزههاي ديني همانطور كه از يك جامعه اسلامي انتظار ميرود، انطباق آموزههاي ديني با رفتارها و گفتارهاي جامعه را امري ضروري دانسته و براساس سياستهاي كلي نظام الگوسازي آموزهها و رفتارهاي ديني را مدنظر قرار دهد. اما در برخي از موارد شاهديم كه افراد يا گروه هايي سعي در ايجاد اختلال در اين سياستها ميكنند و سعي مينمايند آنها را دچار افراط و تفريط كنند و از آن تاثيرگذاري خاص خودش فاصله بگيرد.
رويكرد فعلي جوانان ما در جامعه، توجه به مضامين مذهبي و ارزشي است. از اين رو شاهد آنیم كه جامعه ما در يك شرايط كاملاً ايدهآل ديني و فرهنگي رشد ميكند و در همين مسير به تربيت نيروهاي خود به نحو كلان ميپردازد. ما براي الگوسازي نياز به جايي داريم كه در آن بتوانيم الگوي مناسب را ارايه دهيم تا جامعه از افراط و تفريط دور شود. ميدانيد كه وقتي در اين حوزهها دچار افراط و تفريط ميشويم، انحرافات اخلاقي بيشتر ميشود. براي مثال، ما در يك دوره با توجه به گرايش جوانان به معنويت، اخلاق و عرفان شاهد آن هستيم كه فرقههاي نوظهور دكانهايي را باز كرده و سعي ميكنند از اين فطرت عمومي افراد كه فطرت پاك و الهي است سوء استفاده كنند و با منحرف كردن عقايد و علايق جوانان آنان را از مسير اصلي دور سازند. اين اتفاق اولاً از دو زاويه وارد ميشود: يكي، ناحيه بيرون كه شاهد متولد شدن فرقههاي نوظهور كه ادعاي عرفان دارند،می باشیم كه نوعاً از شرق وغرب به انحاي مختلف حضور و ظهور پيدا ميكنند. زاويه ديگر، تهاجمات دروني است كه اين تهاجمات گاهي اوقات، خرافاتي اند كه در اعتقادات و رفتار افراد وارد ميشود و گاهي اوقات خود را به صورت عمومي در سطح جامعه معرفي ميكند. اين التقاط شرايط را براي بسياري از افراد بحراني ميكند. به همين منظور توجه كردن به شاخصههاي انحراف و برنامهريزي كردن جهت امحاي انحرافات و در عين حال ارتقاي بينش و آگاهي جامعه از رسالتهاي شوراي فرهنگ عمومي است. حال برخي از اين فرقهها با رفتارهايي كه ما آن رفتارها را رفتارهاي وارداتي ميدانيم ظهور پيدا ميكنند مثل رفتارهاي ورزشي وارداتي كه قطعاً با خود يك فرهنگ را وارد ميكند كه اين فرهنگ در كشور ما متولد نشده و از بيرون كشور به درون آن ميآيد. نشان دادن تعارض اين فرهنگ با آموزههاي ديني ما و معرفي كردن اين نگرشها و رفتارها براي قشر جواني كه بالفطره علاقمند مسايل مذهبي هستند يكي ديگر از رسالتهاي شوراي فرهنگ عمومي است.
طبق نظرسنجيهايي كه انجام گرفته عقايد جوانان ما در سطح جامعه، عقايد بسيار سالم و خوبي است و نشان ميدهد شاخصه شخصيتي جوان بسيار مثبت است، علاقه و گرايش آنها به معنويت، اخلاق، شريعت به خداوند و اعتقاد راسخ آنها به بهشت و جهنم و روز جزا و پاداش، از شاخصههاي بسيار قوي است كه در همه اقشار جوان و جامعه ما نفوذ و ظهور پيدا كرده است.
مقام معظم رهبري به تهاجم فرهنگي اشاره فرمودند. قطعاً تهاجم فرهنگي به همه اقشار حمله ميكند و در اين تهاجم دشمن به همه حمله ميكند. اما كساني از اين حملات مصون ميمانند كه يافتههاي دروني خود را به فعليت برسانند و در مقابله كردن با دشمن از يافتههاي دروني خود بهره كافي و وافي را ببرند.
اگر در حوزه رفتار وارد شويم، غير از اعتقادات، باورها، بينشها و نگرشها بايد با ساختن باورها براي جوانان و جامعه تلاش كنيم رفتاري همراه با انضباط ديني و فرهنگي در جامعه ايجاد كنيم.
براي ايجاد اين انضباط اولاً هماهنگي تمام دستگاههاي متولي امر فرهنگ لازم است، ثانياً سياستگذاري واحد لازم است، ثالثاً بايد در برنامهريزيها توجه داشت برنامهاي خنثي كننده برنامه ديگر نباشد، بلكه به گونهاي پشتيبان و پوشش دهنده يكديگر براي ارتقاي رفتار ديني در سطح جامعه باشند، رابعاً بايد در آگاهي بخشيدن به جوانان و جامعه تلاش مضاعف انجام دهيم.
اينجا رسالت برخي از دستگاهها نسبت به برخي ديگر بيشتر خواهد بود، مثلاً دانشگاهها ميتوانند نقش مهم و مؤثري را داشته باشند يا صداوسيما به عنوان يك رسانه ملي و همچنين روزنامهها و مجلات ميتوانند اين رفتارها را در جامعه رواج دهند.
نكته ديگر اين است كه برخي تهديدها باعث ميشود افراد اين تهديدها را به عنوان گروه مرجع خود تلقي كنند، يعني اينها طوري طراحي ميشود كه افراد احساس كنند در جامعهاي مثل جامعه غربي تمام ارزشها وجود دارد، در صورتي كه اينگونه نيست. اگر دستگاههاي فرهنگي ما بتوانند اطلاعرساني مناسبي نسبت به گروه مرجعي كه در ذهن افراد تصور و توهم شده در اختيارشان قرار دهد، آنها در انتخاب هر يك از رفتارها و مقابله كردن با تهاجمات همكار و همراه عمومي جامعه خواهند بود.
بنابراين شوراي فرهنگ عمومي با رصد فرهنگي خود ميتواند با عريان كردن چهره كريه استعمار و استبداد باعث شود تا عده زيادي از اين تهديدها دور بمانند.
در چند سال گذشته بعضي تهاجمات را از طرف دشمن ديدهايم كه به صورت خاموش و پنهان وارد كشور شده، اين تهاجمات آنقدر خزنده است كه گاهي اوقات تشخيص تهاجم هم كار مشكلي است. به همين لحاظ است كه شايد مقام معظم رهبري اين بخش از تهاجمات را ناتوي فرهنگي ناميده و فرمودند كه ما امروز با ناتوي فرهنگي روبهرو هستيم. دشمن ديگر نميآيد با زبان بران و آشكار با ما مبارزه و عليه ما فعاليت نميكند، بلكه با زبان و لباس خودي و از درون حركتي را آغاز ميكند كه اين تهاجم، خطر و خسارتش بيشتر از تهاجم آشكار است.
ما امروزه با ناتوي فرهنگي روبهرو هستيم، نقش و رسالت رسانهها و دستگاههاي فرهنگي در اين زمينه بسيار اهميت دارد. در ناتوي فرهنگي طبق طراحي غربيها قرار بر اين است كه باورهاي سالم، پاك و رفتارهاي سازنده جوانان و عموم جامعه را مورد تهاجم قرار بدهند، مثلاً يكي از اين رفتارها، كه چندين بار هم مقام معظم رهبري روي آن تاكيد داشتند، اسراف است، و متذكر شدند جهت زيادهروي در استفاده از امكانات عمومي كشور به گونهاي كه باعث هدر رفتن امكانات شود، بدون اينكه به بهينه مصرف كردن آن توجه شود، امري است خطرناك.
3- درخصوص گرايشهاي ديني و اعتقادات مذهبي، ارتقاي روحيه اميد به آينده دانشجويان و ازدواج دانشجويي چه اقداماتي انجام دادهايد؟
با توجه به جوان بودن جامعه ما يكي از امور مهم، امر ازدواج است. ما در نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري از چندين سال پيش به برگزاري مراسم ازدواجهاي جوانان دانشجو پرداختهايم و فعاليتهاي گسترده را انجام دادهايم كه اين حركت با استقبال بسيار مشوقانه مقام معظم رهبري روبهرو شد. ايشان وقتي از اين موضوع اطلاع پيدا كردند با تشويق مسوولين و حتي تبركاً با ارسال هدايايي براي بخشي از زوجها در اين مراسم ها حضور پيدا كردند كه اين حركت هنوز هم ادامه دارد. البته رياست محترم جمهوري و وزراي محترمشان نيز در اين حركت پسنديده هميشه كمكرسان ما بودهاند.
ما رسالت خود را در دو حوزه احساس ميكنيم: يك حوزه فرهنگسازي و آموزشهاي مرتبط با اين موضوع است كه اين حوزه را مستقيماً عهدهداريم. يك حوزه ديگر تلاش جهت رسيدن جوانان به يك زندگي پايدار و برخورداري از حداقل امكانات است.
ما در دانشگاهها در حوزه فرهنگسازي و تشويق جوانان براي ازدواج چندين كار انجام دادهايم. اولين كار، سامانهاي را تشكيل داديم كه اساتيدي را كه در اين حوزه تجربه دارند و تجربياتشان قابل ارايه به سطح جامعه و جوانان است، سازماندهي كرديم كه در حال حاضر ما حدود ۵۰۰ استاد در سطح كشور براي ارايه مشاوره، راهنمايي و آموزش داوطلبين ازدواج داريم. خوشبختانه اين مجموعهها فعال شده، ما در دستور كار داريم كه كانونهاي همسرگزيني را با همين اساتيد شكل دهيم كه اين حركت باعث شود جوانان علاقمند ازدواج، زوج مناسب خود را انتخاب كند و با مشاوره و پيشنهاد موردهاي مناسب اين مسير كمي آسانتر شود. البته ما درصدد هستيم كانونهاي پيوند زوجهاي جوان را با نام مهر و ماه راهاندازي كنيم و اقدامات اوليه اين كار را با مشاركت سازمان ملي جوانان انجام دادهايم.
اقدام ديگر، تشكيل كارگاههاي آموزشي ازدواج است. ما در سال گذشته حدود ۴۰۰ جلسه آموزشي را در سراسر كشور برگزار كرديم كه يكي از پرمخاطبترين جلسات آموزشي در سطح دانشگاههاي كشور بود.
4- بزرگترين دستاورد انقلاب اسلامي براي فرهنگ عمومي كشور ما با رويكرد و تعريفي كه شما از فرهنگ عمومي داريد، چيست؟
انقلاب ما خود انقلابي فرهنگي بود، اما از مهمترين دستاوردهاي فرهنگي انقلاب مبارزه با فساد است. ديگري تحكيم، برادري و برابري است كه جزو فرهنگ عمومي كشور ما قرار گرفته، ما در گذشته عناد، دودستگي، دوگانگي، دشمني و ستيز را به صورت يك فرهنگ بيگانه نهدینه شده در جامعه داشتيم و بين گروههاي شيعه و سني تفرقه وجود داشت. اما اين موضوعات به واسطه بركت انقلاب اسلامي رنگ باخت و امروزه شاهديم كه شيعه و سني در كنار هم هستند.
از فرهنگهاي ديگري كه نظام جمهوري اسلامي ايران براي ما هديه آورده، روحيه تعاون، همكاري و همياري بين مردم است. ما هشت سال دفاع مقدس را بدون كوچكترين كمك دولتهاي خارجي با تعاون، همكاري، ازخودگذشتگي و ايثار اين مردم اداره كرديم. ما در اين هشت سال يكي از بهترين نمونههاي تاريخي را در مبارزاتمان نشان داديم، مبارزهاي كه پشتيبانش دين بود. پشتيبانانش هيچ چیز جز دين، خدا و پيغمبر نبود و مردم ما با الگو قرار دادن واقعه عظيم عاشورا پيش رفتند و اين الگو براي ما فرهنگ شده و هر موقع دشمن به جامعه اسلامي ما چپ نگاه ميكند، جامعه ما دو كار را انجام ميدهد: يكي اينكه با نشان دادن الگوي خود ميگويد حسيني هستيم و اگر لازم باشد اينجا را كربلا ميكنيم و ديگري اينكه همان موقع بين خود اتحاد ايجاد كرده و اين توان را به رخ ديگران ميكشد.
يكي از شاخصههاي جامعه ما اين است كه هر جا لازم باشد به فرمان رهبري در ميدان حاضر خواهيم بود كه اين نيز از دستاوردهاي انقلاب است.
يكي ديگر از مطالبات مطرح شده عدالتخواهي و عدالتطلبي است كه مردم در زبان و رفتارشان آن را مطالبه ميكنند. فرهنگ عمومي كشور بايد عدالت را در جامعه برقرار كند، بايد طوري رفتار كند كه برادري بين جامعه رواج پيدا كند، بايد طوري عمل كرد كه فساد نباشد. رسالت فرهنگ عمومي كشور اين است كه بايد رصد و سياستگذاري كند و ببيند جامعه به چه مفاهيمي نياز دارد، مثلاً ميگويد جامعه وارد تجملگرايي شده، بايد دستگاههاي فرهنگي بيايند و اين خصيصه را از جامعه دور كنند.
بنابراين يكي از دستاوردهاي مهم انقلاب اسلامي همان شوراي فرهنگ عمومي و شوراي عالي انقلاب فرهنگي است كه يكي از سامانههاي اصلي و اساسي جامعه به حساب ميآيند و ميتوانند موجهاي فرهنگي را در سطح جامعه ايجاد كنند. حضور مؤثر و قدرتمند متوليان امور فرهنگي در بخشهاي مختلف كشور و حضور شوراي فرهنگ عمومي در هر استان كه توسط متوليان امر فرهنگ استان، یعنی امام جمعه
،استاندار ومدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره ميشود، قطعاً ميتوانند به رصد كردن موارد فرهنگي در سطح استان بپردازند و با روی آوردن به درد و دلهاي فرهنگي به آنها شكل برنامه بخشيده و براي ايجاد فرصتها و رفع تهديدها و بهكارگيري امكانات در سطح استان به رفع معضلات فرهنگي جوانان بپردازند.
5- شوراي فرهنگ عمومي در استان و شهرستان چه خلا مهمي را ميتواند در مديريت فرهنگي نظام پر نمايد؟ مهمترين فرصت و چالش پيش روي استانها چيست؟
يكي از مشكلات ما در بحثهاي فرهنگي، مديريت فرهنگي است. قطعاً در شهرستانها تمام تصميمات كلان به حوزه اجرا وارد می شود. اينجاست كه رسالت اصلي عزيزانمان در مديريت فرهنگي نقش خود را نشان ميدهد. ما يك مباشرت فرهنگي داريم، يك مديريت فرهنگي، شوراي فرهنگ عمومي در هر استان بايد به اين بلوغ برسد كه در حوزه مديريت كردن فرهنگ در سطح استان تلاش كند، وگر نه براي اجراي برنامههاي فرهنگي، دستگاههاي مختلفي وجود دارد، و بايد بدانند كه مديريت كردن سختتر، تاثيرگذارتر و ماندگارتر است تا اجرا، البته اجرا هم جايگاه ويژهاي دارد.
ما بايد تسهيلاتي را فراهم كنيم كه اجراي برنامههاي فرهنگي از سوی خود مردم انجام شود. اما در حوزه سياستگذاري، هدفگذاري و تعريف شاخصههاي فرهنگي و اندازهگيري كردن و نمره دادن به برنامههاي فرهنگي در سطح استان ما حتماً نياز به يك جايگاه داريم. مقام معظم رهبري فرمود: ما نياز به مهندسي فرهنگي داريم.
مهندسي فرهنگي در سطح ملي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي فرهنگ عمومي كشور طراحي ميشود، ولي سهم استاني آن بايد در خود استان رقم بخورد، يعني در هر استاني بايد معماران فرهنگي كشور دور هم جمع شده و ببينند هندسه فرهنگي اين استان و شهرستان با توجه به جاذبههاي تاريخي و گردشگري چيست. ما براي آن طرحي بريزيم. ما بايد براي برنامهسازان فرهنگ چه در حوزه فرهنگ ديني، چه در حوزه فرهنگ عمومي، چه در حوزه فرهنگهاي ديگر، برنامههاي كلان داشته باشيم، قطعاً اين كار در اين شوراها امكانپذير است. هدايت برنامهها، بودجهها و برنامههايي كه در سطح بخشي از استانها يا شهرستانها اجرا ميشود توسط اين شوراها مديريت ميشود.
ما بايد ياد بگيريم مهندسي فرهنگي و مديريت فرهنگي جايگاه بسيار رفيعي دارد. ما بايد از داشتههاي بومي خودمان مثل خادمان و نخبگان فرهنگي در سطح استان و شهرستان استفاده كنيم و به عنوان الگوهاي جامعه آنها را معرفي كنيم.
6- شادي اجتماعي و نشاط، لازمه زندگي اجتماعي به ويژه براي نسل جوان و دانشجو ميباشد. به نظر ميرسد در سالهاي اخير روند نزولي را طي كرده است، براي افزايش آن چه برنامهاي داريد؟
ما اول بايد نگاه كنيم و ببينيم منشا غم، اندوه، غصه و افسردگي چيست و عامل موفقيت و شاد زيستن چيست. نكتهاي كه در روايات و آيات قرآني به آن تكيه شده، راهكارهايي را به ما نشان ميدهند، مثل اينكه فرمودند كه امور مادي هيچ وقت تمامي ندارد و هميشه يك قسمت از زندگي انسان را دچار نقصان ميكند و چون نميتواند به برخي از مدارج مادي دست پيدا كند، ما آن را آرزوهاي دور و دراز و آرزوهاي دستنيافتني ميناميم.
در اين شرايط ما هميشه از وضعيت زندگي فعلي خود ناراضي هستيم چرا كه هميشه فكر ميكنيم بايد يك ماشين با مدل بالا سوار باشيم، ولي چون سوار يك ماشين معمولي يا موتور هستيم، دچار غم ميشويم. اسلام به ما توصيه كرده است در مسايل مادي و مالي هميشه به پاييندست خود نگاه كنيم تا هميشه از داشتههاي خود خرسند باشيم.
با اين مقدمهاي كه عرض كردم ميخواهم بگويم، خوشبختانه ما در جامعه خود از شاد زيستن جوانانمان خرسنديم. جوانان ما با توجه به مشكلات مادي و مالي كه دارند، با همان حداقلها شاد هستند، منتها انتظار ما اين است كه اين گسترش داشته باشد. اولاً بايد باور كنيم با بعضي از امكانات مختصر هم ميتوان شاد بود و اين شادي، عمق و ماندگاريش بيشتر از داشتن ثروت زياد است.
من ميخواهم بگويم جوانان ما شاد هستند. البته نميتوان منكر اين موضوع شد كه بعضي از افراد در يك شرايطي به سر ميبرند كه احساس ميكنند بايد از غم و اندوهي كه به آنها رو آورده رهايي پيدا كنند، بخشي از اين نگرانيها، نگراني از آينده است خصوصاً جوانان دانشجوي ما كه با يك اميد به فضاي دانشگاهي و سطح آموزش عالي كشور راه پيدا ميكند، تصورمی کند كه بعد از فارغالتحصيل شدنش قطعاً بايد امكان بهرهبرداري از توانمنديهاي او در حوزهها و مباحث علمي فراهم شود. اين حداقل توقعي است كه يك جوان دارد. من ميخواهم بگويم در شاد بودن جوانان و در شاد زيستن آنها با اين همه سختيهايي كه وجود دارد، شكي نيست. آنها مسير طولاني تحصيل را آغاز ميكنند و براي آن انتهايي در نظر نميگيرند. جالب اينجاست كه ما جواني نداريم كه بعد از گرفتن مدرك ديپلم سعي نكند كه وارد دانشگاه شود. وقتي وارد دانشگاه ميشود به فكر رسيدن به مدارك بالاتر است. اما با اين همه ما بايد تلاش كنيم براي اين جوان كه با سعي و تلاش، خود را به آب و آتش ميزند تا به مدارج بالاي علمي دست يابد، دچار مشكلات اوليه زندگي نشود. براي شاد كردن اين جوان بايد به او اميد به آينده بدهيم نه اميد واهي، بلكه اميد واقعي يعني بايد خدمتگزار او باشيم و بدون كوچكترين منتي زمينههاي خدمتگزاري را براي او فراهم كنيم براي او. ما بايد براي اين جوان بستري را فراهم كنيم كه او شادي پايدار را در چهرهاش ببيند. وظيفه ما به عنوان متوليان امر فرهنگ اين است كه اين بسترها را فراهم كنيم تا همانطور كه اكنون جوانان ما با شادي و خرسندي اين مسير را طي ميكنند در زمان پايان فارغالتحصيلي هم به فضاي كار وارد شوند. البته اين خداوند است كه بركت را به زندگيها ميدهد و روحيه اميد را ايجاد ميكند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|








