‌بيانات‌ آيت‌الله‌ هاشمي‌ رفسنجاني‌ در ضرورت‌ توجه‌ به ‌اخلاق‌ و فرهنگ‌ عمومي - ۶/۱۲/۱۳۷۵

چاپ


اجلاس‌ فرهنگ‌ عمومي، اجلاس‌ مهمي‌ است‌ اگر بتوانيم‌ به‌ راهكار درستي‌ دست‌ پيدا بكنيم‌ شخصيتهاي‌ عضو شورا شخصيت‌هاي‌ مؤ‌ثر و مهم‌ كشور، ائمه‌ جمعه، استانداران‌ و مديران‌ بخش‌هاي‌ فرهنگي‌ و مجموعه‌ اهل‌ نظر و مقتدري‌ هستند. وظايف‌ و خواستة‌ شورا هم‌ واقعا" خواسته‌ مهمي‌ است‌ كه‌ از سال‌هاي‌ پيش‌ ضرورت‌ توجه‌ به‌ اين‌ بخش‌ روشن‌ شده‌ و اقداماتي‌ هم‌ انجام‌ شده‌ است، ليكن‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ ابهام‌ و سردرگمي‌ در بخش‌ فرهنگ‌ عمومي‌ وجود دارد كه‌ در بخش‌هاي‌ ديگر چنين‌ نيست.

ما بايد براي‌ اين‌ ابهام‌ فكري‌ بكنيم، و راه‌هاي‌ درستي‌ انتخاب‌ كنيم، از اين‌ اجلاس‌ نتيجه‌ اين‌ شود كه‌ گروه‌ صاحب‌ نظر و داراي‌ وقت‌ و فكر بنشينند و راه‌ درستي‌ را انتخاب‌ كنند.

در شريعت‌ اسلام‌ و دين‌ ما سه‌ بخش‌ مهم‌ و از هم‌ جدا، از يك‌ جهت، و مربوط‌ به‌ هم‌ از جهت‌ ديگر وجود دارد، يكي‌ بخش‌ عقايد است‌ كه‌ ما عقايدمان‌ تقريبا" خوب‌ مشخص‌ شده‌ و تعريف‌ شده‌است. ما مشكل‌ تعريف‌ عقيدتي‌ كم‌ داريم‌ و كم‌ و بيش‌ مي‌دانيم‌ كه‌ بايد به‌ چه‌ چيزي‌ معتقد باشيم. يك‌ بخش‌ هم‌ بخش‌ قوانين‌ و مقررات‌ است‌ كه‌ اسلام‌ و فقه‌ متولي‌ آن‌ بوده‌است. در كشور ما هم‌ مجلس‌ و مراكز قانونگذاري‌ متولي‌ هستند و آن‌ هم‌ تكليفش‌ روشن‌ است.

يك‌ بخش‌ هم، بخش‌ اخلاقيات‌ است‌ كه‌ بسيار مهم‌ است، ولي‌ سامان‌ نيافته‌ است؛ همة‌ مردم‌ مشمول‌ آن‌ هستند و در زندگي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ ما و همه‌ جا جريان‌ دارد، اما هر كس‌ به‌ سليقه‌ و درك‌ خود و مقدار معلومات‌ خودش‌ در مورد اخلاقيات‌ مي‌نويسد، سخنراني‌ مي‌كند و در مجموع‌ متولي‌ اجرايي‌ مشخص‌ هم‌ ندارد، چون‌ در همة‌ امور وجود دارد.

من‌ هر چه‌ فكر مي‌كنم‌ فرهنگ‌ عمومي‌ كه‌ مطرح‌ مي‌كنيم‌ لفظ‌ و اصطلاح‌ ديني‌ و اسلامي‌اش‌ چه‌ چيزي‌ باشد چيزي‌ جز اخلاق‌ نمي‌توانم‌ مترادف‌ آن‌ بياورم.

اخلاق‌ يعني‌ آن‌ چيزي‌ كه‌ هستي‌ روح‌ انسان‌ را مي‌سازد؛ ما هم‌ اخلاق‌ فردي‌ و هم‌ اخلاق‌ اجتماعي‌ داريم. در بخش‌ اخلاق‌ انضباط‌ لازم‌ پيش‌ نيامده‌ است.

اينجا كسي‌ نيست‌ كه‌ حرف‌ آخر را بزند. البته‌ انتظار هم‌ نداشته‌ باشيد كه‌ شما مي‌توانيد به‌ صورت‌ منضبط‌ و به‌ صورت‌ تكليف‌ از مردم‌ بخواهيد كه‌ فرهنگ‌ صحيح‌ را تشخيص‌ دهند و همان‌ را عمل‌ كنند.

لذا يك‌ حركت‌ طولاني‌ بايد انجام‌ دهيم. در اين‌ باره‌ تصورهاي‌ عجيب‌ و غريبي‌ هم‌ وجود دارد. هركسي‌ از يك‌ زاويه‌ مسئله‌ را مطرح‌ مي‌كند. چه‌ كسي‌ مي‌خواهد اين‌ را قضاوت‌ كند؟ بودند كساني‌ كه‌ با امام‌ صادق‌ (ع) و با امام‌ باقر (ع) بحث‌ مي‌كردند كه‌ چرا شما به‌ مزرعه‌ مي‌رويد و كشاورزي‌ مي‌كنيد؟ و ما مي‌دانيم‌ كه‌ چه‌ بلايي‌ بر سر اسلام‌ از طريق‌ بعضي‌ افكار آمده‌ است، يا با سوءاستفاده‌هايي‌ كه‌ قدرتمندان‌ و ثروتمندان‌ مي‌كردند، قرآن‌ بارها و بارها سرزنش‌ مي‌كند آنهايي‌ كه‌ نعمت‌هاي‌ خدا و طيبات‌ را در مقابل‌ ارزش‌ها قرار مي‌دهند.

براي‌ اينكه‌ اينها تعريف‌ شده‌ نيست‌ و براي‌ اينكه‌ اينها يك‌ متولي‌ خاص‌ ندارد، يك‌ واعظ‌ به‌ يك‌ شكل‌ صحبت‌ مي‌كند و واعظ‌ ديگر به‌ شكلي‌ ديگر سخنراني‌ مي‌كند.

در يك‌ سخنراني‌ وقتي‌ كه‌ ما مي‌خواهيم‌ زهد را بيان‌ كنيم، پيشرفت‌ را مي‌كوبيم‌ و در يك‌ سخنراني‌ وقتي‌ مي‌خواهيم‌ پيشرفت‌ را تبيين‌ كنيم، زهد را مي‌كوبيم. همه‌ اينها با هم‌ هستند، در اخلاق‌ اسلام‌ همه‌ با هم‌ است‌ و هيچ‌ تزاحمي‌ ندارند.

آن‌ حركت‌ صحيح‌ بايد در اين‌ مسائل‌ تعريف‌ شود، من‌ فكر مي‌كنم‌ يكي‌ از كارهاي‌ مهم‌ آقايان‌ و علمأ اين‌ است‌ كه‌ امروز اين‌ بحث‌هاي‌ اخلاقي‌ را بررسي‌ كنيد. چون‌ ما روي‌ اخلاق‌ كار اجتهادي‌ نكرديم. ولي‌ امروز بايد اين‌ كار را بكنيد. همان‌ طور كه‌ در فقه‌ هم‌ بررسي‌ احكام‌ حكومتي‌ هيچ‌ كار نيرومندي‌ نكرده‌ بوديم. حالا مواجه‌ مي‌شويم‌ با وضعيت‌ كمبودها. اينجا هم‌ همين‌طور است. اگر ما موفق‌ بشويم‌ اصول‌ اخلاقي‌ اسلام‌ را كه‌ كار سختي‌ هم‌ نيست‌ اصول‌ و حدود و تزاحم‌ها را حل‌ كنيم، همه‌ اين‌ فروعي‌ كه‌ الان‌ بحث‌ مي‌كنيد در فرهنگ‌ عمومي، تمامش‌ در علم‌ اخلاق‌ هست. ما نمي‌گوييم‌ كه‌ كتاب‌ اخلاق‌ نداريم، كتاب‌هاي‌ بسيار خوبي‌ داريم‌ و شايد هم‌ از همه‌ به‌ خاطر اينكه‌ در دوره‌هاي‌ طولاني‌ انزواي‌ دين، اخلاقيون‌ ميدان‌ وسيع‌تري‌ براي‌ كار و تحقيق‌ داشتند و لذا ذخاير با ارزشي‌ در معارف‌ ما جمع‌ شده‌است‌ كه‌ روي‌ آن‌ مي‌توانيم‌ كار كنيم.

مسئله‌ اجرا هم‌ من‌ فكر مي‌كنم‌ يكي‌ از ابهامات‌ شماست‌ كه‌ حق‌ هم‌ با شماست. شما تصميماتي‌ در شوراي‌ فرهنگ‌ عمومي‌ مي‌گيريد وقتي‌ كه‌ مي‌خواهيد اجرأ كنيد مي‌بينيد صد جاي‌ ديگر متولي‌ دارد اين‌ آسان‌ نيست، ما همين‌ مشكل‌ را در داخل‌ شوراي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ داريم. ببينيد شوراي‌ انقلاب‌ فرهنگ‌ و شوراي‌ فرهنگ‌ عمومي‌ چگونه‌ به‌ وجود آمده‌است. يك‌ وقتي‌ همه‌ امور كشور يك‌ مسؤ‌ولي‌ داشته‌ است. دانشگاه‌ مسؤ‌ول‌ داشتند، مطبوعات‌ مسؤ‌ول‌ داشتند، صدا و سيما مسؤ‌ول‌ داشته‌ است، همه‌ كارها مسؤ‌ول‌ خودش‌ بوده‌است‌ و امام‌ فرمودند ستاد انقلاب‌ فرهنگي‌ تشكيل‌ بشود بعد به‌ تدريج‌ كه‌ جان‌ گرفت، ستاد را تبديل‌ به‌ شورا كرديم‌ و آن‌ موقع‌ اين‌ مسئله‌ با اصرار رهبري‌ همراه‌ بوده‌است‌ كه‌ عده‌اي‌ مخالفت‌ مي‌كردند و ايشان‌ پافشاري‌ مي‌كردند و باز مجوز امام‌ را گرفتند و فرمودند ما كار اجرايي‌ نكنيم، بلكه‌ كار سياستگذاري‌ بكنيم‌ و شورا، سياستگذار شد. همين‌ حالا هم‌ كه‌ سياستگذاري‌ مي‌كنيم‌ يك‌ دفعه‌ مجلس‌ هم‌ در مقابل‌ اين‌ شورا سياستگذاري‌ مي‌كند. ما كه‌ به‌ مجلس‌ نمي‌توانيم‌ بگوييم‌ سياستگذاري‌ نكند.

شوراي‌ فرهنگ‌ عمومي‌ همين‌ طور، شوراي‌ فرهنگ‌ عمومي‌ هم‌ مخلوق‌ تصميم‌ شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ است. براي‌ اينكه‌ در آن‌ موقع‌ متصدي‌ نداشتيم‌ در امور اخلاقي‌ و فرهنگ‌ عمومي‌ كه‌ همة‌ امور كشور را مي‌تواند در يك‌ بعد خاصي‌ پوشش‌ بدهد، اين‌ ارگان‌ را به‌ وجود آورديم. براي‌ اين‌ ارگان‌ بايد تعريف‌ جديدي‌ بشود و حدود و مسؤ‌وليت‌ها مشخص‌ بشود و حدود اختيارات‌ مشخص‌ بشود و در بعد اجرايي‌ معلوم‌ باشد. حركت‌ خوبي‌ است‌ كه‌ شما داريد انجام‌ مي‌دهيد، اهميت‌ امور فرهنگي‌ و ساخت‌ انسانها و تخلق‌ به‌ اخلاق‌ الهي، كه‌ ماية‌ اصلي‌ اين‌ حركت‌ اسلامي‌ ما است.

ما اگر تحقيقا" موفق‌ نشويم‌ اخلاق‌ اسلامي‌ را آن‌گونه‌ كه‌ هست‌ در جامعه‌ اجرا كنيم‌ كارهايي‌ كه‌ در مورد ساير بخش‌ها انجام‌ داديم، ناقص‌ است. به‌ تعبير ديگر، همين‌ فرهنگ‌ عمومي‌ را در همه‌ ابعادش‌ براي‌ مردم‌ تدوين‌ كنيم‌ و متولي‌ اجرا هم‌ داشته‌ باشد و رابطه‌اش‌ هم‌ بين‌ بخش‌هاي‌ مختلف‌ مشخص‌ شود.

انشأالله‌ اين‌ زحماتي‌ كه‌ شما مي‌كشيد و آثار خودش‌ را هم‌ الان‌ در زندگي‌ مردم‌ نشان‌ مي‌دهد، منجر به‌ اين‌ شود كه‌ ما براي‌ دنيا يك‌ پيام‌ جديدي‌ را در فرهنگ‌ عمومي‌ و يك‌ شيوة‌ نويي‌ را در ساخت‌ خلقي‌ مردم‌ به‌ وجود بياوريم. همه‌ اين‌ آقايان‌ مي‌دانند كه‌ اخلاق‌ از خلق‌ است، خلق‌ آن‌ حالت‌ معنوي‌ انسان‌ در مقابل‌ خلق‌ كه‌ حالت‌ جسمي‌ و مادي‌ ما است. فرهنگ‌ عمومي‌ مي‌خواهد همان‌ جوهر انسان‌ را متشكل‌ بكند، فرهنگ‌ عمومي‌ متكفل‌ اين‌ است‌ كه‌ روح‌ انسان‌ را بسازد در مقابل‌ عوامل‌ مادي‌ كه‌ جسم‌ انسان‌ را مي‌سازد و اين‌ حتما" احتياج‌ به‌ منابع‌ ديني‌ بيشتري‌ نسبت‌ به‌ مسائل‌ مادي‌ دارد و ظرافت‌هاي‌ معرفتي‌ ما در اين‌ بعد روحي‌ و خلقي‌ انسان‌ در منابع‌ اسلامي‌ و قرآن‌ بسيار بالاست‌ و تنظيم‌ اصول‌ آن‌ هم‌ بايد آسان‌ باشد. البته‌ ممكن‌ است‌ مسائل‌ جديدي‌ هم‌ هر روز در جامعه‌ اتفاق‌ بيفتد كه‌ آنها را هم‌ براساس‌ همان‌ اصول‌ مي‌توان‌ شكل‌ داد.

به‌ هرحال‌ بنده‌ صميمانه‌ از زحماتي‌ كه‌ شما كشيديد و علاقه‌اي‌ كه‌ نشان‌ داديد به‌ اين‌ كار و وقتي‌ كه‌ گذاشتيد براي‌ اين‌ مسئله‌ سرنوشت‌ ساز تشكر مي‌كنم‌ و آماده‌ همكاري‌ با شما هستم، با هم‌ كمك‌ كنيم‌ تا ابهامهاي‌ اجرايي‌ و هم‌ ابهام‌هاي‌ تصميم‌گيري‌ برطرف‌ شود. انشأالله‌ اين‌ همكاري‌ حوزه‌اي‌ و دانشگاهي‌ و مديريتي‌ بتواند دست‌ آورد با ارزشي‌ براي‌ انسان‌سازي‌ در جامعه‌ بشريت‌ باشد كه‌ به‌ جهان‌ هديه‌ كنيم، شما را به‌ خدا مي‌سپارم.